سایت علمی علم جهان برترین و بروزترین اخبار ورزشی، علمی و دانستنی، تمامی خبرها از منابع معتبر جمع آوری شده یا مطلب متعلق به خود وبسایت است
menusearch
gemo1.ir

آرامگاه کوروش بزرگ

جستجو
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹ | ۳:۴۴:۵۶
۱۳۹۹/۱/۷ پنج شنبه
(0)
(0)
آرامگاه کوروش بزرگ
آرامگاه کوروش بزرگ

منبع : trip yar

کوروش دوم که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است، بنیانگذار ونخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سالهای ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش ازمیلاد، بر نواحی گستردهای از آسیا حکومت میکرد. منشور کوروش کبیر از مهمترین آثار تاریخی بازمانده از این شاه پارسی است که شهرت جهانی پیدا کرده است. آرامگاه این شاه ایرانی دراستان فارس، سعادت شهر، منطقه پاسارگاد واقع شده است.
در پاسارگاد غیر از آرامگاه کوروش بزرگ، مجموعه آثار تاریخی متعدد دیگری نیز وجود دارد. این مجموعه دربرگیرنده ساختمانهایی چون آرامگاه کوروش بزرگ، مسجد پاسارگاد، باغ پادشاهی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بارعام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، ساختارهای دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.
این مجموعه، پنجمین مجموعه ثبتشده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که در نشست یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به دلیل دارا بودن شاخصهای فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.

مشخصات کلی

نام

آرامگاه کوروش بزرگ

قدمت

دوره هخامنشی

بازسازی

1350 خورشیدی

سبک معماری

هخامنشی

میراث جهانی یونسکو

پیشنهادات

بهترین زمان بازدید

تعطیلات نوروز و بهار

آثار و نمونه های مشابه

بنای معروف به گوردختر در استان بوشهر و آرامگاهی در سارد ترکیه

نزدیکترین جاذبه های گردشگری

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد

مسیر دسترسی

آدرس

فارس، سعادت شهر، بخش هخامنش، روستای مادر سلیمان

امکانات

دسترسی به وسایل نقلیه

اقامتگاه

بوفه

پوشش شبکه

نزدیکترین جاذبه ها و محل اقامت به آرامگاه کوروش بزرگ

 

متن کامل: آرامگاه کوروش بزرگ

زندگینامه
هخامنشيان نام دودمانی پادشاهی در ايران پيش از اسلام است. پادشاهان اين دودمان از پارسيان بودند و تبار خود را به « هخامنش» می رساندند که سرکرده طايفهٔ پاسارگاد از طايفههای پارسيان بودهاست.
هخامنشيان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ايشتوويگو واپسين پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح ليديه و بابل پادشاهی هخامنشيان تبديل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اينرو کوروش بزرگ را بنيانگذار شاهنشاهی هخامنشی میدانند.
به قدرت رسيدن پارسیها و سلسلهٔ هخامنشی (550-330 قبل از ميلاد) يکی از وقايع مهم تاريخ قديم است. اينان دولتي تأسيس کردند که دنيای قديم را به استثنای دو سوم يونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستين امپراتوری تاريخ جهان میدانند. مهمترين سنگ نوشتهٔ هخامنشی از نظر تاريخی و نيز بلندترين آنها، سنگ نبشتهٔ بيستون بر ديواره کوه بيستون است.

کوروش دوم که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است. بنیانگذار ونخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سالهای ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش ازمیلاد، بر نواحی گستردهای از آسیا حکومت میکرد. کوروش در استوانه (منشور) خود که دربابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش پیش، شاه بزرگ انشان، از خانوادهای که همیشه پادشاه بودهاست» معرفی میکند.

دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سالهای اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد.کوروش ابتدا علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمکهایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و بهسوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بودهاست و توسط یکی از فرماندهان کوروش بهنام گیوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش  وارد پایتخت شد.

هرودوت گزارش می دهد که کوروش در جنگ با ماساگتها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می کند، دو لوح و سند گلی یافت شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت 530 پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت 530 پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می دهند که کوروش در فاصلهٔ بین 12 تا 31 اوت سال 530 پیش از میلاد درگذشته است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده است.

آرامگاه
آرامگاه کوروش بزرگ که مقبره کوروش دوم هخامنشی ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر است، بنایی بیپیرایه ولی با معماری منحصربهفرد، در فاصله حدود یک کیلومتری جنوب غربی کاخهای پاسارگاد است.این بنا از همه سوی دشت مرغاب پیداست، بهویژه اگر از سمت جنوب غربی از راه باستانی گذر کنیم و از تنگه بلاغی وارد دشت شویم، نخستین چیزی که جلب توجه میکند آرامگاه کوروش است. این اثر در سال ۲۰۰۴ میلادی به عنوان زیر مجموعه پاسارگاد تحت شماره ۱۱۰۶ در میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاست.

توصیف آرامگاه کوروش در کتب تاریخی یونان باستان
آرامگاه کوروش تنها بنایی در پاسارگاد است که توصیف آن در منابع یونانی آمدهاست.از قدیمیترین توصیفهای مربوط به آرامگاه کوروش میتوان به توصیف اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر مقدونی در لشکرکشیاش به قلمرو هخامنشیان نام برد که توسط آریان در کتاب آناباسیس اسکندر بدین شکل ثبت شدهاست: قسمتهای پایینی آرامگاه از سنگهایی تشکیل شده بود که به شکل مربع بریده شده بودند و در کل یک قاعده مستطیلی شکل را تشکیل میدادند. بالای آرامگاه یک اتاق سنگی بود که یک سقف و یک در داشت و به قدری باریک بود که یک مرد کوتاه قد بهسختی میتوانست داخل اتاق شود. در داخل اتاق یک تابوت طلایی وجود داشت که پیکر کوروش را در داخل آن قرار داده بودند. یک نیمکت نیز با پایههایی از طلا در کنار تابوت قرار داشت. یک پرده بابلی پوشش آن (احتمالاً نیمکت) بود و کف اتاق نیز با فرش پوشانده شده بود. یک شنل آستیندار و سایر لباسهای بابلی روی آن قرار داشتند. شلوارها و جامههای مادی در اتاق یافت میشد، بعضی تیره و بعضی به رنگهای دیگر بودند. گردنبند، شمشیر، گوشوارههای سنگی با تزیینات طلا و یک میز نیز در اتاق بودند. تابوت کوروش بین میز و نیمکت قرار داشت. در محوطه آرامگاه یک ساختمان کوچک برای روحانیون وجود داشت که وظیفه نگهداری آرامگاه کوروش را بر عهده داشتند.
طبق نوشته های یونانی کوروش در سال ۵۲۹ پیش از میلاد  به قبایل سکاها در آسیای مرکزی (شمال شرق ایران) حمله کرد و در جنگ با ماساگتها کشته شد. وی را در این مقبره دفن کردند.

مشخصات بنا
آرامگاه کوروش در گوشه جنوبی محوطهای جا دارد که زمانی بوستان شاهی پاسارگاد بودهاست و از سنگهای آهکی سفیدی که به زردی متمایل است و احتمالاً از معدن سیوند تأمین شدهاست، بنا شدهاست. ساختمان آرامگاه دو هزار و پانصد سال در برابر عوامل مخرب طبیعی و غیرطبیعی پایداری کردهاست و هنوز در دشت پاسارگاد پابرجاست. قاعده یا زیربنای اصلی آن سکویی است سنگی که طرح آن یک مربع مستطیل است. این ساختمان از دو قسمت کاملاً متمایز تشکیل شدهاست؛ یک سکوی سنگی شش پلهای، و یک اتاق با سقف شیروانی بر فراز پله ششم.
ارتفاع کلی بنا اندکی بیش از ۱۱ متر است. سکوی اول — که پلهٔ اول را تشکیل میدهد — ۱۶۵ سانتیمتر ارتفاع دارد، اما حدود ۶۰ سانتیمتر آن در اصل نتراشیده و پنهان بودهاست، یعنی این هم مانند پلکان دوم و سوم دقیقاً ۱۰۵ سانتیمتر ارتفاع داشتهاست. پلکان چهارم و پنجم و ششم هر یک ۵۷٫۵ سانتیمتر ارتفاع دارند. پهنای سکوها نیم متر است.
دیواره تاق مقبره ستبر است و تا ۱٫۵ متر ضخامت دارد و از چهار ردیف سنگ نیک تراشیده، درست شدهاست. ردیفهای اول و دوم بلندتر از ردیف سوم و چهارماند و در ضلع شمال غربی ظاهراً دری دو لنگه که کشویی باز میشد، وجود میداشت که اینک از بین رفتهاست. مدخل کنونی ۷۸ سانتیمتر پهنا و ۱۴۰ سانتیمتر بلندی دارد و آستانه آن نیز عمیق است. در هر یک از دو گوشه آستانهٔ کوچک، یک فرورفتگی برای پاشنه درها درست کردهاند و شیارهایی افقی به عمق ۱۶ سانتیمتر در یک سمت و ده سانتی متر در سمتی دیگر، تا دو لنگه در هنگام بازشدن در آنها راه یابند و جای گیرند.
در پیشانی اتاق آرامگاه یعنی در مثلث بالای درگاه، یک گل بسیار آراسته نقش کرده بودند که امروز تنها نیمی از آن، آن هم به صورت بسیار ضعیف باقیماندهاست. این نقش به تصویر خورشید میماند و با توجه به اینکه ایرانیان نام کوروش را با خورشید تطابق داده بودند، این گل خورشیدی نماد و مظهر شخص کوروش و نمودار مقام روحانی او نزد ایرانیان بودهاست.
سقف آرامگاه از درون صاف و سادهاست ولی از بیرون شیروانی شکل است و شیب دو طرفهٔ ان به شکل عدد هشت است. این سقف از دو سنگ گران پیکر ساخته شدهاست که بر روی آن یک سنگ هرمی  قرار دارد. بر روی آن، سنگ بالای سقف جای میداشت، که اکنون موجود نیست. گمان میرود که طبق سنت هخامنشی، برای سبک شدن و بهتر جابهجا کردن سنگهای گران، داخل سقف را گود کردهاند. فرصتالدوله شیرازی به وجود فضای خالی میان سقف درون و سقف شیببامی بیرون پی بردهبود و آن را محل دفن مرده دانسته بود:
سقف آن [آرامگاه] از طرف بیرون شیب بامی است ولی از درون مسطح است. لهذا از پشت این سقف مسطح اندرون تا زیر مقعر سقف بیرون مجوف [=خالی] است به شکل مثلث و آن جا محل دفن مرده بوده و در زمانهای گذشته پشت بام را سوراخ کرده و سنگ هایش را شکستهاند. بعضی از اهالی که از آنجا بالا رفته، آن دخمه را دیدهاند، مذکور بودند که در آن تابوت از سنگ نهادهاند و مرده در آن تابوت بوده. اکنون جسد هبا منثور است (مثل غبار پراکنده است).
کسانی که در قرن نوزدهم از آرامگاه بازدید کردهاند و مشاهداتشان را ثبت کردهاند، سخن از ستونهای دور آرامگاه کوروش راندهاند. لیک در حال حاضر اثری از این ستونها و سایر بناهای اطراف آرامگاه نماندهاست. برای نمونه فرانتس هاینریش وایسباخ محقق و خاورشناس آلمانی که در اواخر قرن نوزدهم میلادی از پاسارگاد بازدید کردهاست و شرحی از بناهای موجود در پاسارگاد نوشتهاست، توصیفی به شرح زیر از ستونهای دور آرامگاه کوروش دادهاست:
سه طرف آرامگاه را ۲۲ ستون احاطه کردهاند. اثراتی از دیواری دو لایه که ستونها را احاطه کردهاست دیده میشود. طول هر یک از ردیف ستونهایی که مقابل هم قرار گرفتهاند ۳۰ متر و طول ردیف ستونهایی که به این دو ردیف عمود است ۳۲ متر است. طول دو ردیف مقابل هم از دیوار داخلی ۳۵ متر و طول بخش دیگر از دیوار داخلی ۴۲ متر است. در اینکه دیوار خارجی از ابتدا وجود داشتهاست، شک و تردید هست. دیوار خارجی دیوار عظیمی است که باقیماندههایی از یک دروازه بدان تکیه کردهاست.

دربارهٔ منشأ سبک معماریِ بنا نظرات متفاوتی ابراز شدهاست. بهرام فرهوشی در مورد پوشش خرپشتهای روی آرامگاه کوروش نوشتهاست که گورهای آریائیانی که نخستین بار به سیلک آمدهاند نیز به همین ترتیب پوشانده شدهاست و این میرساند که هنوز نخستین پادشاهان هخامنشی آرامگاههای خود را بنابر رسم قدیم و به طوری که در نواحی باران خیز شمال ایرانزمین معمول بوده میساختند.

کتیبههای آرامگاه در منابع یونانی
آریان، استرابون و پلوتارک به تفصیل از مقبرهٔ کوروش سخن راندهاند. آریان نوشتهاست که روی آرامگاه کوروش نوشتهای به خط میخی پارسی باستان وجود داشت به این مضمون:
ای انسان. من کوروش پسر کمبوجیه هستم، که شاهنشاهی پارس را بنیاد کردم و شاه (کل) آسیا بودم. پس به این آرامگاه بر من رشک مبر.
این نوشته با اختلاف بسیار کمی توسط استرابون و پلوتارک نیز نقل شدهاست. داندامایف معتقد است که جملهٔ «بر من رشک مبر» بهوضوح دلالت دارد بر اینکه کتیبهٔ مزبور از آرامگاه کوروش اخذ نشدهاست، بلکه مولود افکار و خیالات واهی و بیاساس یونانیان است.به گفتهٔ وی در هیچیک از کتیبههای هخامنشیان نظیر چنین مطلبی دیده نمیشود ولی از طرف دیگر «رشک میبرم» غالباً بر سنگ آرامگاههای یونانی دیده میشود. وانگهی به نظر داندامایف اصلاً این عبارات مخالف تصور پارسیان قرن ششم (پیش از میلاد) دربارهٔ ناپایداری و عدم ثبات عظمت و بزرگی زمین است، در حالیکه مولفان یونانی برای این مطلب اهمیت خاصی قائلاند. داندامایف در نهایت نتیجه میگیرد که از آنجایی که اغلب مؤلفان یونانی دربارهٔ کتیبههای منقوش بر روی مقبره کوروش مطالبی نگاشتهاند، بر روی آرامگاه کوروش در پاسارگاد در واقع کتیبههایی وجود داشته است؛ ولی این کتیبهها اولاً مضمونشان نوع دیگری بوده است و در ثانی امکان دارد که آنها در زمان کوروش تهیه نشده باشند، بلکه بعد از مرگ وی در دوران شاهنشاهی داریوش تدوین یافته باشند، زیرا معمولاً کتیبههای سنگهای آرامگاه پس از مرگ تنظیم میگردد.

سرگذشت آرامگاه
در حمله اسکندر مقدونی یکی از مقدونیها در این آرامگاه را شکسته و اشیا آن را تاراج کرده و کالبد را گزند رسانده بود. اسکندر دستور داد آرامگاه کوروش را مرمت کنند. هکل و یاردلی با اشاره به مرمت آرامگاه و نقل قولی از پلوتارک مبنی بر مجازات عاملان تعارض به آرامگاه مینویسند که هدف اسکندر از این کار علاقه شخصی او به کوروش و حرکتی خیراندیشانه/سیاسی بود تا بتواند خود را جانشین مشروع کوروش و هخامنشیان معرفی کند.از وضعیت آرامگاه در دورههای اشکانی و ساسانی اطلاع چندانی در دست نیست.
در دوران اتابکان فارس به دست سعد بن زنگی در سال ۶۲۰ یا ۶۲۱ق با استفاده از ستونها و سنگهای کاخهای پاسارگاد، مسجد جامعی در پیرامون آرامگاه ساخته و محرابی نیز بر سنگ درون اتاق آرامگاه حجاری شد. در سال ۱۳۵۰ خورشیدی به هنگام جشنهای دوهزار و پانصد ساله سنگها به کاخها منتقل شدند.

در دوره اسلامی تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبود و از سوی دیگر مردم هم ساخت بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشریت میدانستند و به سلیمان که طبق عقاید اسلامی، دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته است، نسبت میدادند. بههمین جهت آرامگاه کوروش بزرگ را هم از بناهای سلیمان میشمردند و آنرا به مادر او منسوب میکردند و «مشهد مادر سلیمان» میخواندند. نخستین شخصی که دریافت مشهد مادر سلیمان همان آرامگاه کوروش بزرگ است که نویسندگان اروپای باستان از آن نام بردهاند، رابرت کرپورتر جهانگرد و دیپلمات انگلیسی بود که در سال ۱۸۱۸ میلادی (~ ۱۲۳۳ق) از پاسارگاد دیدن کرده بود.

بازسازی آرامگاه
این آرامگاه دو بار، یکی در سال ۱۳۵۰ خورشیدی و بار دوم بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷ خورشیدی مرمت و بازسازی شده است. بازسازیهای انجام گرفته در سال ۱۳۵۰ بیشتر به منظور آمادهسازی آرامگاه کوروش جهت برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران بود.

instagram